سپهبد شهید علی صیاد شیرازی - شهادت 21 فروردین 1378
بخشی از خاطرات شهید صیاد شیرازی منتشر شده توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی
در همین اوضاع اقاربپرست از شیراز به تهران منتقل شد. خب، او فامیل شهید کلاهدوز بود. اقاربپرست با خواهر کلاهدوز ازدواج کرده بود و کلاهدوز هم با یکی از بستگان اقاربپرست ازدواج کرده بود. آن موقع [سال 1357] ما با شهید اقاربپرست رفتوآمد خانوادگی پیدا کرده بودیم. به اقاربپرست گفتم به کلاهدوز بگو یک موقع بیاید اصفهان که او را ببینیم. چند وقت بعد خبر دادند که کلاهدوز میآید اصفهان.
اینها هر دو با خانوادههایشان آمدند، البته یکی دو نفر دیگر هم همراه آنها بودند. آمدند خانه ما. خانمها رفتند یک طرف و ما هم رفتیم اتاقی که من کتابخانه داشتم و شروع کردیم به بحث و صحبت. من آنجا با تندی گفتم «وضعیت ما چه میشود؟ تکلیف ما چه میشود؟ مگر امام نگفته از پادگانها فرار کنید؟ ما چه زمانی باید فرار کنیم؟»
آنجا یکی دو نفر بودند که شهید کلاهدوز صلاح نمیدانست جلو آنها حرف بزند و با یک طریقی با اشاره به من رساند که من بعداً میآیم و صحبت میکنیم. همینطور هم شد. خانوادهها رفتند و شب بود که کلاهدوز دوباره آمد خانه ما و قشنگ از تشکیلات تهران صحبت کرد.
گفت «ما در تهران یک مرکزیتی تشکیل دادهایم و تشکل بسیار خوبی پیدا کردهایم و گارد شاهنشاهی در اختیار ماست - چون ایشان مسئول تشکیلات مخفی انقلابی در گارد بود یعنی سختترین جایی که میشد در آن حرکت انقلابی کرد - و ادامه داد که خیلیها در آنجا اعلام آمادگی کردهاند و البته ما همه آنها را نپذیرفتهایم و با یک ترکیبی داریم اوضاع را کنترل میکنیم و با امام ارتباط داریم و از امام به ما پیام میرسد و طبق آن عمل میکنیم.
بنابراین به آنچه به شما میگویم دقت کنید؛ ما همه باید تا آخرین لحظه در محل کار خود باشیم چرا که اگر حادثهای بخواهد رخ دهد از چند نظر ما بایستی آماده باشیم و در محل کارمان برای انقلاب انجام وظیفه کنیم و اگر بخواهیم فرار کنیم نمیشود.»
شهید کلاهدوز و احمد ادیب (سمت چپ)، باجناق شهید کلاهدوز، رابط کلاهدوز و صیادشیرازی، اصفهان سال 1357
احمد ادیب بعد از انقلاب از مدیران ارشد صنایع دفاع و پالایشگاههای نفتی است.
من قانع شدم. بعد کلاهدوز گفت «برای اینکه خیالتان راحت باشد من یک نفر از بستگانم را که در اصفهان است رابط شما قرار میدهم تا خیلی سریع و دست اول، اعلامیهها و نوارهای امام و هرچه هست را به شما برساند.» آن شخص را بنام آقای فصیحی به من معرفی کرد. بعد من نمیدانستم که این اسم حقیقی او نیست - و بعداً فهمیدم که این آقا، آقای احمد ادیب [باجناق شهید کلاهدوز] است که اتفاقا تازگی در مراسم ختم پدر شهید کلاهدوز بودم که او را دیدم - بعد از این ملاقات، احمد ادیب با روحیهای قوی پیش من میآمد. جوان قدبلند، خوشهیکل و خیلی تیزی بود و پشت سرهم دستهدسته برای ما اعلامیه میآورد و ما باید اینها را بین پادگانها توزیع میکردیم. همچنین هر روز اطلاعات دسته اول را برای ما میآورد و دیگر خیال ما راحت شده بود.
فیلم این مصاحبه در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی موجود است.
منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی www.irdc.ir
مطالب این تارنما از مصاحبهها و نوشتههای دوستان شهید و مسئولین وقت در مناسبتهای مختلف گردآوری شده است. ممکن است بعضی مطالب با توضیحات شما، کاملتر یا دقیقتر شود. لطفا در تکمیل مطالب این تارنما مشارکت بفرمایید و نکات خود را در پیام رسان ایتا به شماره 09022483808 - حامد کلاهدوز - ارسال کنید.